علی بهمن پور یکشنبه 3 شهریور 1392 11:00 ب.ظ نظرات ()
عاقا چاکریم ! سلام حال شما ؟ احوال شما ؟! خوبید؟ خوشید؟ خب خدا رو شکر! امروز یه کار ویرایش داشتم! بالاخره بعد از دو ساعت تونستم انجامش بدم! بعد از یارو 8 تومن بابتش گرفتم. با خودم فکر کردم که خب این پول را چی کار کنم چی کار نکنم بهتره! یه لحظه یاد دوران بچگی افتادم. همیشه دوست داشتم یه قلک داشته باشم تا اگه پولی به دست آوردم ذخیره کنم. الان تونستم عملیش کنم. 2 تومن دادم داداشم یه قلک هزار تومنی گرفت ! هزار تومنش هم به عنوان حق خرید برداشت بعد جای پول قلک را در آوردم و 6 تومن باقی مونده را ذخیره کردم. خب برای شروع بد نبود. اصن دلتون بسوزه !


این قضیه که تموم شد رفتم پیش بچه برادرم و بهش گفتم: عمو بگو باشه! اون هم با لحن بچه گونه و قشنگی گفت: باجه حالا تازه آدم متوجه رفتار بعضی از دخترای لوس و ننر میشه که اینطوری صحبت می کنند ! و من باید چه بگویم وقتی که این جمله را می شنونم: دوست دالم یه خلده! قد یه سوسک ملده! سلت کلاه گذاشتم... سوسکه هنوز نملده !!! چه بگویم هان ؟! شما به من بگید



راستی یه وب دیدم نوشته بود ورود پسرا ممنوع! خب منم چون مرد بودم رفتم داخل ببینم حرف حسابش چیه؟ شعار وبش این بود: اگه یکی باشه منو بفهمه واسش غرورمو بهم میزنم! منم براش نظر گذاشتم که: مردشو تو را ببرند با غرورت!