علی بهمن پور جمعه 26 مهر 1392 12:00 ق.ظ نظرات ()
بعضی حشرات مثل مورچه نه تنها باعث نفرت نمی شند بلکه گاهی اوقات آدم را نسبت به خودشون کنجکاو می کنند بعضی هم مثل پشه باعث به زحمت افتادن آدم می شند ولی خدایی پشه توی نوشتن خیلی قشنگ تر به نظر میاد اگه باورتون نمیشه با من تکرار کنید: پشه، پشه، پشه...



اما قضیه وقتی حساستر میشه که تو یه هزارپا را ببینی اونوقته که دیگه نسبت به اون محیط احساس بدی پیدا می کنی و ترس همه وجودت می گیره! ولی آرامش بخشترین لحظه اون لحظه ای هست که یه پروانه را می ببینی بعد متوجه می شی که زندگیت معنای دیگه ای پیدا کرده و امیدت بهش بیشتر شده!



راستش اصلا اینا موضوع بحث ما نیست چون ما یه شب توی اتاق پذیرایی دور هم جمع شده بودیم. این اتاق پذیرایی ما 6×4 هستش و آدم می تونه قدرت مانور زیادی داشته باشه! بعد ما کم کم متوجه شدم که یه سوسک داره توی اتاق واسه خودش پرسه می زنه و از زندگیش احساس لذت می کنه این موقع بود که ما خودمون را یکم جمع و جور کردیم چرا که این سوسکه یکم بزرگتر از اون چیزی بود که قبلنا می دیدیم. همه چیز می تونست با یه دمپایی تموم بشه اما نشد و به یکباره دیدیم که سوسکه به پرواز در اومد وای خدای من! آجیم به یک طرف و برادرم به یک طرف دیگه و منم از ترس پا به فرار گذاشتم این سوسکه فکر کرده بود که اینجا میدون جنگه و میتونه ما را از پا دربیاره خیلی سریع تغییر جهت می داد و توی هوا تاب می خورد تا اینکه به خودمون اومدیم و بر ترسمون غلبه کردیم و با یک ضربه فنی اون را به درک واصل کردیم و همه چیز ختم به خیر شد باید اعتراف کنم که دم خدا گرم که می دونسته حد هر مخلوقی را چگونه تعریف کنه! اگه خدای ناکرده این سوسکه قابلیت حمل سلاح داشت معلوم نبود که اونشب چه بلاهایی که سر ما نمی اومد... تا یه خاطره دیگه خدانگهدار