علی بهمن پور یکشنبه 24 شهریور 1392 10:00 ب.ظ نظرات ()
سلام جونم واستون بگه که چهارشنبه شب با پسر خاله و پسر دایی به سمت تهرون راه افتادیم برنامه ما این بود که اول یه سری به یه داروخونه بزنیم و داروی منا تهیه کنیم بعد هم به قم بریم و به برادرم که اونجا خدمت می کنه بپیوندیم بعد از اینکه به تهرون رسیدیم سوار مترو شدیم و به پارک قیطریه رفتیم! خوب پسر خالم و پسرداییم قبلا از من تعریف گربه های پارک قیطریه را شنیده بودند و می دونستند که اونها دستی شده اند عاقا ما داشتیم توی پاک پیاده روی می کردیم و آهنگ گوش می دادیم که به یکباره دیدم پسر خالم شروع به دویدن کرد و پسردایی دمپایی اش را در آورد و دنبال گربه ها گذاشت ما هم حسابی خودمون را نگه داشته بودیم و حسابی ترسیده بودیم مبادا کسی این صحنه را ببینه ! خداروشکر اون محوطه کسی زیاد نبود و همه چیز به خیر گذشت! بالاخره بعد از کمی جستجو یه گربه دستی پیدا کردیم و چند دقیقه ای را باهاش بازی کردیم